اون هفته‌ای رفتم به رییس میگم من سه روز ِ چهارشنبه تا جمعه رو مرخصی لازم دارم برای یه سفر کوتاه و خدمت به خانواده اگر اجازه میفرمایید. هرچند که سعه‌صدر و اخلاق محمدی و صبر و حوصلۀ مثال‌زدنیش کلا فک منو همیشه خوابونده، ولی انتظار داشتم اینبار اقلا یه غرکی بزنه به خاطر حجم کارای اخیر و پروژه‌های منتظر برای تحویل و مرخصی یه هفته‌ای ماه پیشم. لبخند ملیح تحویلم داده میگه "سه روز نیست که! جمعه‌ها که همیشه نیمه وقت کار میکنیم میشه فقط دو روز و نصفی. بعدشم که ویکنده، برو خوش بگذره!" جای اینکه من بخوام اونو قانع کنم، اون با من چونه میزنه!!!
بعدش که برگشتم سرکار، منو دیده میگه "اوا !! مگه تو قرار نبود بری مرخصی؟ برای چی اومدی پس؟"با تعجب میگم "واه رفتم دیگه! اون هفته سه روز نبودم امروزم برگشتم!" متفکر نگام کرده میگه "واقعا؟ اون هفته نبودی؟ فکر کردم بودی!!!! یادم رفته بود! اه! پس چه خوب که برگشتی!!!"
یعنی آدم دلش میخواد همچین رییس حواس‌پرت راحت‌مرخصی‌بده‌ای رو بذاره لا دستگاه فتوکپی از روش به مقدار لازم تکثیر کنه بعد ببره سرگذر پخش کنه بین نیازمندان!! والا !

* پراد بالاخره بعد از بزرگ‌شدن جوجه‌کفترهای لونه‌کرده در بالکن خونه و پریدنشون، لونه‌اشون رو انداخت بیرون و الانم مثل میرغضب هر روز میره چک میکنه و اگر ببینه کفترها دوباره اومدن مشغول لونه‌سازین خس و خاشاکشونو جمع میکنه و جارو میزنه! منتها از رو نمیرن!! بدجوری بالکن مارو محل زاد و ولد و جوجه‌کشی یافتن و دلشون رضا نمیده گویا برن جای دیگه! هر روز برمیگردن و یه گوشۀ دیگه مشغول خونه‌سازی میشن.
حالا دیروز پراد با قیافه مغموم اومده میگه "حس اسراییل بهم دست داده که هروز میرم خونه زندگی این بدبختارو تاراج میکنم!!! عذاب‎وجدان گرفتم!" خنده‌ام گرفته میگم "به اون پی‌پی‌ها و کثافت‌کاریهاشون که مجبور بودی تمیز کنی و هی حالت بهم میخورد فکر کن، اصلا دیگه عذاب‌وجدان نمیگیری!" جپ‌چپ نگام کرده میگه "توام عین نتانیاهو هستی با این دلایل الکیت!" یعنی به من نیومده بخوام دلداریش بدم!! زرتی انگی صیهونیستی میخورم!!!

** چندروز پیش روز جهانی دوستی و قدردانی از رفقا بود. به دوست‌جان و همسرش مسیج زدم میگم "مرسی که همیشه تو خونه‌اتون برای من یه کاسه جدا سالاد شیرازی بدون پیاز و با فلفل دلمه‌ای درست میکنین!" دوست‌جان که هی هرهر خندیده و جواب داده "برا خاطر اینه که معده درد میگیری می‌افتی رو دستمون میخوایم اعصاب خودمون و شوهرت آروم باشه!" خانمشم جواب داده "این دو بار آخر که گولت زدیم! پیازمون تموم شده بود الکی گفتیم این سالادش مخصوص توئه!!!!" خار مغیلانن جای دوست!! دو زار ارزش سپاسگزاری حالیشون نیس حداقل زارت نزنن تو ذوق آدم!

*** عشق یعنی، بسته‌های آلبالو یخ‌زده روی هم چیده شدۀ تو فریزر که چندتا سوپرمارکتو گشته بودی برای پیدا کردنشون و بعد از جاسازی یواشکی محموله با ده‌جور کلک و ترفند منو فرستادی سراغ فریزر تا با دیدن بسته‌های دلبرمحبوب سورپرایز بشم